عطا ملك جوينى
670
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )
خصم غفلت و غرور از منهج صواب و عقل دور باشد : و وضع النّدى فى موضع السّيف بالعلى * مضرّ كوضع السّيف فى موضع النّدى « 1 » هركجا داغ بايدت فرمود * چون تو مرهم نهى ندارد سود و چون مرد صاحب راى بر دشمن بدانديش فرصت يافت اگر در مجازات آن تأخيرى روا دارد از كمال حزم و انديشه نيك بعيد باشد و عاقبت موجب حيرت و ندامت گردد : اذا امكنت فرصة فى العدوّ * فلا تبد شغلك الّا بها « 2 » و نيكى در شريران تأثير نكند چون تخم كه در زمين شوره پراگنند هيچ بر ندهد و به تواتر ابر اثر نكند و چيزى نرويد « 3 » : درختى كه تلخ است او را سرشت * گرش در نشانى به باغ بهشت ور از جوى خلدش به هنگام آب * به بيخ انگبين ريزى و مشك ناب سرانجام گوهر به كار آورد * همان ميوهء تلخ بار آورد « 4 » و اگر سياست واجب نبودى و پادشاهان كامگار و شهرياران جبّار را از آن گزيرستى آيت حديد و سيف منزل نگشتى و به قصاص كه موجب بقا و تناسل و توالد است اشارت نرفتى كه وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ « 5 » : درخت آنگه برون آرد بهارى * كه بشكافد سر هر شاخسارى اى شاه ز خصم ملك كين بايد توخت * وين قاعده ز آفتاب بايد آموخت كز مرتبهء خويش به عالم گيرى * تا تيغ نزد جهان ازو بر نفروخت منكو قاآن چون دانست كه انواع اين كلمات از روى اخلاص است نه از راه غرض و نفاق ، فرمود تا جماعتى از امراى بد را كه ذكر رفت و پادشاهزادگان را برين راهها مىداشتند و درين ورطهها و گناهها مىآورده « 6 » شمشيرى از غضب بريشان راندند امر بارى - عزّ اسمه - را كه أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا ناراً « 7 » . ابتداى آن از ايلچتاى رفت بىسروپاى
--> ( 1 ) - و وضع . . . قرار دادن بخشش بهجاى شمشير ، به بزرگىها زيان مىرساند ؛ همچنانكه قرار دادن شمشير در جايگاه نيكى . ( بيت از متنبّى است ) . ( 2 ) - اذا . . . وقتى فرصتى دربارهء دشمن پيش آمد ، كارت را جز به آن شروع مكن ( با كمى اختلاف از ابن معتزّ است ) . ( 3 ) - نرويد : در معنى متعدّى يعنى « نروياند » . ( 4 ) - از فردوسى . ( 5 ) - و لكم . . . اى خردمندان ! براى شما در قصاص زندگانى است . ( سورهء بقره 2 / 179 ) . ( 6 ) - يعنى بدين كارها وامىداشته و ترغيب مىكردهاند . ( 7 ) - اغرقوا . . . غرق گردانيده شدند ، پس در آتش دوزخ داخل شدند ( سوره نوح 71 / 25 ) .